سيد على اكبر برقعى قمى
70
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
از اعمال زاب « 1 » معروف به بسكرة النخيل . و بعضى با كسر باى ابجد ضبط كردهاند و آن را از جهت وفور نخلستانى كه دارد بسكرة النخيل گويند و ابو القاسم يوسف بن علىّ بن جبارة بن محمّد بن عقيل هذلى مغربى بسكرى در طبقهء اديبان و مقرئان و صاحب كتاب الكامل در قرائات و متوفّى 465 بدان منسوب است . بسمل : با كسر باى ابجد و سكون سين بىنقطه و كسر ميم و در آخر لام سبكشدهء بسم اللّه است و در فارسى به معنى مذبوح به كار برند و نيمبسمل نيمجان را گويند و نيز بسمل تخلّص نواب اكبر بن علىّ شيرازى است در طبقهء اوّل از شعراى متأخّرين شيراز و معاصر با نشاط اصفهانى و خود گفته است : بسمل امروز منم در همه آفاق و نشاط * اصفهان فخر به او دارد و شيراز به من و بسمل گذشته از قدرتى كه بر نظم داشت در فقه و تفسير و نجوم و ادب ، دستى توانا داشت و مصنّفاتى پرداخت ، از جمله : شرح سى فصل خواجه نصير الدّين طوسى و حواشى بر مدارك الاحكام و حواشى بر تفسير بيضاوى و تذكرهء موسوم به دلگشا در وصف الحال شيراز و ديوان شعر . سال وفاتش به نظر نرسيد و اين چند بيت نمونهء طبع بلكه نمونهء فكر و روح اوست : ماييم طالبان ره كوى مىفروش * يا رب رسان كسى كه شود پير راه ما * * * طرفه حالى است كه آن شوخ پرير و به كسى * روى ننموده و عالم همه ديوانهء اوست هركه بينم به رهى در پى او مىافتم * زان كه دانم همه را روى به كاشانهء اوست * * * بويى ز زلف او دل ديوانهام شنود * در سينه بعد از اين نتوانش نگاه داشت * * * يا نيست شادى در جهان يا خود نصيب ما نشد * هرگز نديدم شادمان اين خاطر افسرده را بشّار : با فتح باى ابجد و تشديد شين نقطهدار گشادهرو را گويند و آن نام جمعى است ، از جمله : ابو معاذ بشّار بن برد از اعلام شعرا كه در مرعث بيايد . « 2 » بشبقى : با فتح باى ابجد و سكون شين نقطهدار و فتح باى دوّم و كسر قاف منسوب است به بشبق . ياقوت گفته كه : « آن قريهاى است در مرو » . و ابو الحسن علىّ بن محمّد بن عبّاس بشبقى از محدّثان عامّه و متوفّى 544 بدان منسوب است . بشتى : با ضمّ باى ابجد و سكون شين نقطهدار منسوب است به بشت كه قريهاى است بنا بر گفتهء ياقوت از قراى نيشابور و احمد بن محمّد بشتى خارزنجى - كه در ضبط خارزنجى نيز بيايد - بدان منسوب است .
--> ( 1 ) - زاب : يكى از رودهاى غربى ايران كه در كوههاى كردستان جريان دارد و به طرف مغرب ايران خارج از مرز كشور عراق به ديالمه مىپيوندد . در كنار همين رود بود كه ابو مسلم خراسانى بر مروان حمار آخرين خليفهء اموى چيره گرديد ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 641 ) . ( 2 ) - بشّار بن برد بن طخارستانى شاعر ايرانى تازىگوى متوفّى 167 كه اشعار بسيارى در ذمّ عرب و تفاخر به نژاد ايرانى دارد . و نيز بشّار مرغزى شاعر ايرانى قرن چهارم معاصر سامانيان است ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 269 ) .